با یاد خدا نام علی اسم محمد و به اسم همه پاکان و شریفان و شجاعان و دلیران و یلان همه دوران کلمات گهر افشان شهیدان و به یاد همه دینداری و سرداری و سر بازی و جانبازی و جان دادن و خون دادن وایمان وشجاعت وشهامت وقداست وتمام کلمات و حرکات و سکنات همه یاران بسیجی ..

که همی عاشق پاک و سینه چاک و بی توقع بدن پاک و نحیف و گل خود را .سپر تیر وسنان و ستم وحیله ی دشمن بنمودند بچگیهامون که طی شد مدرسه آغاز شدزنگ انشا هم معلم خواب بود بچه ها میخواستند دکتر شوند آن یکی در فکر این می رفت که طیاره براند آن یکی حاجی شود و یکی هم عاشق این بود که جاهل می شود. متن انشامون که علم وثروت و پاییز وتابستان بود صحبت از مستی و از مستان بود صحبتی از جنگ و خون و تیر و درگیری نبود هر کسی در لاک خود مشغول رویای خوشش بود  و همه نق می زدند چند سالی که بزرگتر ما شدیم با کلام یک امام نکته دان انقلابی بی بدیل ایجاد شد شاه و شاهان گم شدند و کشورم آزاد شد دشمنان نابکار این وطن فکر باطل سوی ایران داشتن تا بدان جا که به تحریک جهان دشمنی جاهل شروع جنگ کرد روزگاری جنگ بود و جبهه ها روزگاری بود روز ادعا ادعای نابکاری بی هوا بی هوایی از عراق بینوا  از عراق شوم و بدبخت و گدا حمله بر تاریخ کرد و بر خدا حمله بر یک جبهه ی نور اله بندگانی خوب و شاد و سربراه فکر باطل کرده بود آن بینوا تا به غارت و شر و شور و صدا

راه بندد بر یلان خوب ما غافل از این بود که شیران خدا فکرشان اینست که سر از تن جدا می روند یک لحظه عرش کبریا یک شبه ساقی شوند باقی شوند یک شبه شیدا و الباقی شوند حمله ای کرد از زمین و از هوا از یمین و از یسار جبهه ها پاتک و تک::تانک..توپ و هلهله موشک و فریادهای چلچله لعنتی تا می توانست ظلم کرد کودک و پیر و جوان و مرد و زن کشت و تازید و سرود مرگ خواند رفت و رفت و قصه ی هفت رنگ خواند او که خود را بت وبت را ننگ خواند الغرض در روزهای ننگ جنگ هفته های اول و تیر تفنگ اندکی بر مردم ما چیره شد حال و روز نخلها هم تیره شد ناگهان شیران همه بر خاستند از خور و خواب و جوانی کاستند درس و دار کار و بار و حال خود بایگانی کردن و شیدا شدن گم نبودن::لحظه ای پیدا شدن از شمال و از جنوب و شرق و غرب در میان کارزار و کار  زار یقه ی صدامیان را تافتند هم که آنان سالیان جنگ را با گل و خون و گلوله ساختند واژه های زخمی و مجروح و مفقود و شهید شیمیایی.توپ . خمپاره .گلوله . شط و هور .

  رود و دریا و پل وسیلاب و  هم چشم کور و پشت خم.دست فلج افتخار و عزت و شور و شعف اقتدار و سر فرازی و طرب زنده کردند و معما حل شده دشمن خوار و زبون این وطن بینواتر از بد و بدتر شده حکم اعدام جنایتکار قرن  پر صداتر از صدای کر شده لاجرم صدام نامش باقی است آن حرامی در جهنم ساقی است لعنت و نفرین هر مرد و زنی  بر روان نابکارش جاری است.

 

teenager2.blogfa به نقل از .bahretavil.blogfa