|
بهترین های اینترنت
"کارشناسی ارشد_خواص خوراکی ها_ترفندهای کامپیوتر_زبان انگلیسی_سخت افزار و..."
|
[ سه شنبه 1389/09/09 ] [ 9:9 ] [ ]
[ ]
سلام دوستان
اگه کلیپ زیر رو دیدی و نخندیدی دیگه این وبلاگ رو نگاه نکن ولی اگه خندیدی یه چیزی بگو دلم خوش باشه ......
http://www.aparat.com/v/022434d658a5327ef2a0425b14160db081175 برچسبها: طنز [ پنجشنبه 1390/11/06 ] [ 19:22 ] [ ]
[ ]
در این آموزش شما را با ساخت یک تصویر رویایی تنها با ترکیب چند عکس آشنا خواهم کرد. این آموزش با نرم افزار دوست داشتنی فتوشاپ انجام خواهد شد و مراحل اجرا را مرحله به مرحله با هم خواهیم آموخت. امیدوارم که از این آموزش لذت ببرید سلام به همه دوستان عزیز علاقمند به نرم افزارمحبوب فتوشاپ. برای شروع کار ابتدا سه تصویر نیاز داریم. ۱٫ تصویر نمایی از دیوار ۲٫ تصویری از یک منظره ۳٫ تصویری از یک شخص که پرده ای رو از هم جدا کرده و به بیرون می نگرد. برای این منظور خودتون هم میتونید عکاسی اون رو انجام بدین. برچسبها: فتوشاپ, اموزش حرفه ای, عکس, جالب ادامه مطلب [ دوشنبه 1390/10/26 ] [ 14:44 ] [ ]
[ ]
روزگاری یک کشاورز در روستایی زندگی می کرد که باید پول زیادی را که از یک پیرمرد قرض گرفته بود، پس می داد. کشاورز دختر زیبایی داشت که خیلی ها آرزوی ازدواج با او را داشتند. وقتی پیرمرد طمعکار متوجه شد کشاورز نمی تواند پول او را پس بدهد، پیشهاد یک معامله کرد و گفت اگر با دختر کشاورز ازدواج کند بدهی او را می بخشد، و دخترش از شنیدن این حرف به وحشت افتاد و پیرمرد کلاه بردار برای اینکه حسن نیت خود را نشان بدهد گفت : اصلا یک کاری می کنیم، من یک سنگریزه سفید و یک سنگریزه سیاه در کیسه ای خالی می اندازم، دختر تو باید با چشمان بسته یکی از این دو را بیرون بیاورد. اگر سنگریزه سیاه را بیرون آورد باید همسر من بشود و بدهی بخشیده می شود و اگر سنگریزه سفید را بیرون آورد لازم نیست که با من ازدواج کند و بدهی نیز بخشیده می شود، اما اگر او حاضر به انجام این کار نشود باید پدر به زندان برود. این گفت و گو در جلوی خانه کشاورز انجام شد و زمین آنجا پر از سنگریزه بود. در همین حین پیرمرد خم شد و دو سنگریزه برداشت. دختر که چشمان تیزبینی داشت متوجه شد او دو سنگریزه سیاه از زمین برداشت و داخل کیسه انداخت. ولی چیزی نگفت ! سپس پیرمرد از دخترک خواست که یکی از آنها را از کیسه بیرون بیاورد. تصور کنید اگر شما آنجا بودید چه کار می کردید ؟ چه توصیه ای برای آن دختر داشتید ؟ اگر خوب موقعیت را تجزیه و تحلیل کنید می بینید که سه امکان وجود دارد : ۱ـ دختر جوان باید آن پیشنهاد را رد کند. ۲ـ هر دو سنگریزه را در بیاورد و نشان دهد که پیرمرد تقلب کرده است. ۳ـ یکی از آن سنگریزه های سیاه را بیرون بیاورد و با پیرمرد ازدواج کند تا پدرش به زندان نیفتد. لحظه ای به این شرایط فکر کنید. هدف این حکایت ارزیابی تفاوت بین تفکر منطقی و تفکری است که اصطلاحا جنبی نامیده می شود. معضل این دختر جوان را نمی توان با تفکر منطقی حل کرد. به نتایج هر یک از این سه گزینه فکر کنید، اگر شما بودید چه کار می کردید ؟! و این کاری است که آن دختر زیرک انجام داد :
برچسبها: داستان, تست هوش, پیرمرد بدهکار ادامه مطلب [ شنبه 1390/10/24 ] [ 17:50 ] [ ]
[ ]
بسم الله الرحمن الرحیم
ارزش واقعی انسان به چیست؟
(این کلام از جناب علامه جعفری نقل به مضمون است)
علامه محمد تقی جعفری (رحمهالله علیه) میفرمودند:عده ای از جامعه شناسان برتر دنیا در دانمارک جمع شده بودند تا پیرامون موضوع مهمی به بحث و تبادل نظر بپردازند. موضع این بود: «ارزش واقعی انسان به چیست».برای سنجش ارزش خیلی از موجودات معیار خاصی داریم. مثلا معیار ارزش طلا به وزن و عیار آن است. معیار ارزش بنزین به مقدار و کیفیت آن است. معیار ارزش پول پشتوانهی آن است. اما معیار ارزش انسانها در چیست.هر کدام از جامعه شناسها صحبت هایی داشتند و معیارهای خاصی را ارائه دادند.بعد گفتند: وقتی نوبت به بنده رسید گفتم : اگر میخواهید بدانید یک انسان چقدر ارزش دارد ببینید به چه چیزی علاقه دارد و به چه چیزی عشق میورزد.کسی که عشقش یک آپارتمان دو طبقه است در واقع ارزشش به مقدار همان آپارتمان است.کسی که عشقش ماشینش است ارزشش به همان میزان است.اما کسی که عشقش خدای متعال است ارزشش به اندازه ی خداست.علامه فرمودند: من این مطلب را گفتم و پایین آمدم. وقتی جامعه شناسها صحبتهای مرا شنیدند برای چند دقیقه روی پای خود ایستادند و کف زدند.وقتی تشویق آنها تمام شد من دوباره بلند شدم و گفتم: عزیزان! این کلام از من نبود. بلکه از شخصی به نام علی (علیهالسلام) است. آن حضرت در نهج البلاغه میفرمایند: «قِیمَةُ کُلِّ امْرِئٍ مَا یُحْسِنُهُ» / «ارزش هر انسانی به اندازهی چیزی است که دوست میدارد».وقتی این کلام را گفتم دوباره به نشانه ی احترام به وجود مقدس امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) از جا بلند شدند و چند بار نام آن حضرت را بر زبان جاری کردند . . .حضرت علامه در ادامه میفرمودند: عشق حلال به این است که انسان (مثلا) عاشق 50 میلیون تومان پول باشد. حال اگر به انسان بگویند: «آی!!! پنجاه میلیونی!!!» . چقدر بدش میآید؟ در واقع میفهمد که این حرف توهین در حق اوست. حالا که تکلیف عشق حلال اما دنیوی معلوم شد ببینید اگر کسی عشق به گناه و معصیت داشته باشد چقدر پست و بی ارزش است! اینجاست که ارزش «ثار الله» معلوم می شود. ثار الله اضافه ی تشریفی است . خونی که در واقع آنقدر شرافت و ارزش پیدا کرده که فقط با معیارهای الهی قابل ارزش گذاری است و ارزش آن به اندازه ی خدای متعال است.
منبع : ایمیل برچسبها: ارزش, واقعی, انسان, علامه جعفری [ سه شنبه 1390/10/20 ] [ 12:0 ] [ ]
[ ]
آموزش افکت پازل یک آموزش جذاب است که مطمئنا برای دستکاری بر روی عکس های خود می توانید از این آموزش بسیار جالب و ساده استفاده کنید. در صورتی که با افکت های مختلف کار کرده اید پیشنهاد ما به شما این است که این آموزش را نیز دنبال کنید.
حجم :۱ مگابایت
teenager2.blogfa به نقل از taktemp [ پنجشنبه 1390/10/01 ] [ 15:41 ] [ ]
[ ]
چارلز دانشجوی انگلیسی با طعنه به دوست و همکلاسی ایرانی اش همایون می گه:چرا خانوماتون نمیتونن با مردا دست بدن یا لمسشون کنن!؟یعنی مردای ایرانی اینقدر کارنامه خرابی دارند و خودشون رو نمیتونن کنترل کنن؟ همایون لبخندی میزنه و میگه:ملکه انگلستان میتونه با هر مردی دست بده؟ و هر مردی می تونه ملکه انگلستان رو لمس کنه؟! چارلز با عصبانیت می گه: نه! مگه ملکه فرد عادیه!فقط افراد خاصی می تونن با ایشون دست بدن و در رابطه باشن!!! همایون هم بی درنگ می گه:خانوم های ایرونی همشون ملکه هستن!!
teenager2.blogfa به نقل از خبر فارسی [ یکشنبه 1390/09/27 ] [ 14:48 ] [ ]
[ ]
[ یکشنبه 1390/09/20 ] [ 17:53 ] [ ]
[ ]
|
|
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] |